خرید بک لینک
مرگ نزدیکان، حفره های سیاهی تو زندگیم ایجاد کرده که هیچ رقمه پرشدنی یا نادیده گرفتنی نیست... خیلی عاطفی و حساسم و با مرگ کنار نمیام. از مرگ نزدیکانم وحشت دارم و گاهی خواب مرگشون رو میبینم. هنوز خیلی مرگها رو باور نکردم و منتظرم پدرم، مادربزرگم و خیلی های دیگه، روزی برگردن...

اما حقیقته! حقیقتی به حجم زندگی.

امروز از مرگ خواهر کوچیک دوستم باخبر شدم. شوک بزرگی بود. طفلک تازه مادر شده بود! البته که چرایی نداره مرگ. حقه! حقیقته. به حجم زندگی...

برچسب: نویسنده: نگار پاکدل تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:08

تصمیم های بزرگ رو نهایتاً خود آدم میگیره؛ ممکنه کسی راه رو نشون بده یا الگو بشه یا تشویق بکنه اما تصمیم رو خود آدم میگیره و فقط و فقط خودشه که میتونه تصمیم رو هرچی که هست، عملی بکنه. تا جایی که خودمو میشناسم، مصمم و پرتلاشم و فعل «توانستن» رو صرف میکنم ولی گاهی هم گیج میزنم! مثلاً ضمن صرف مضارع اخباریش، اینطور میکنم: میپسفرداتونم چون اون وسطها، هوا برم میداره و میخوام یه کار دیگه ای هم بکنم بعد ب

برچسب: آماده, نویسنده: نگار پاکدل تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 15:08

جناب میلاد هرروز میاد به من عذاب وجدان میده که دیدی گفتم کانال بزنی وبو فراموش میکنی! ولی به جان فرزندانم من روزی چند بار میام وبلاگ و همه تون رو میخونم:)

اگه اینجا نمینویسم به خاطر کانال نیستش، مشکلم لپتاپه فقط! حتی کامنت نگاری هم با گوشی سخته چه برسه به پست نگاشتن

فعلا اینجام تا مشکلم حل شه:shinblog@

برچسب: اینجاااااام, نویسنده: نگار پاکدل تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:24

تسلیت میگم رفیق

با هیچ واژه و جمله ای نمیشه غم از دست دادن پدر رو تسلا بخشید... با این درد آشنام! اما از خدا براتون صبر طلب میکنم. نور به قبر پدرتون بباره.

برچسب: تسلیت, نویسنده: نگار پاکدل تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:24

صفحه بندی